سر سپاری
سر سپردن يا سردادن يعنى: جان فدا كردن، سر را تسليم نمودن،
فرزندان اهل حق در هفته اول تولدشان مقارن نام گذارى بايد سربسپارند. همچنين هر كس از غير اهل حق بخواهد به اين فرقه بپيوندد بايد سر بدهد. والا همچون گاو بدون گاو چران سرگردان خواهد بود. «گاو بى گاوان بى گاوان گاوى، تا سر نسپارين كرده ولاوى.» گاو بدون گاوچران رها است تا سر نسپاريد سر گردان هستيد.
براى مراسم سر دادن ولى طفل يا شخص بالغى كه مى خواهد سر بدهد بايد حضور پيدا كنند. ابتدا قربانى يا خدمتى را كه سر سپارنده انجام داده دعا مى دهند و جمع را ختم مى كنند. سپس جمع جوز (سر دادن) منعقد مى شود
سيد و دليل در جمع حاضر شده و اگر دليل نباشد، سيد يكى از اهل جمع را به عنوان دليل موقت انتخاب مى كند. سيد با شخصى كه مى خواهد سر بسپارد يا ولى او اتمام حجت مى كند و پس از قبول طرف، دعاى مخصوص جوز را قرائت نموده آنگاه دعاى تيغ سر بريدن جوز را مى خواند و سر جوز را با رضايت حضار و شخص سر سپرده در همان ظرف جوز با تيغ دعا داده شده مى برّد
جوزها را شكسته و بين جمع نشين تقسيم مى كند. جمع نشين هر مقدار از جوز را كه در دستش جا مى گيرد در كف دست چپ گذاشته پشت دست راست خود را روى كف دست چپ گذارده دعاى نذر را مى خواند و به دنبال آن تكبير و دعاى سفره را خوانده، جمع نشين به اذن سيد هر يك قسمت خود را خورده يا با قسمت نياز بر مى دارند كه دستها براى دست بوسى جمع آزاد باشد. در اين وقت دليل كه در جمع نشسته است يكى از حضار را وكالت مى دهد تا با وكالت او با دست چپ دامن خادم را گرفته و دستمال را قبلا به گردن طالب يا نماينده طالب بسته، طالب هم با همان دستمال كه در گردن دارد با دست چپ دامن دليل را مى گيرد. به ترتيبى كه دست راست هر سه براى دست بوسى جمع نشين آزاد باشد. آنگاه دست بوسى و دعاى رخصت مطابق معمول انجام مى گردد با اين شرط كه تا ختم دعاى رخصت دست هاى طالب و دليل از دامن خادم رها نشود. پس از ختم دعاى رخصت دست ها از دامن ها آزاد گشته بلافاصله دستمال نامبرده توسط وكيل دليل از گردن طالب باز كرده تقديم حضور پيرو دليل مى كند. وجه نقد پاى جوز كه لااقل به ارزش دو مثقال نقره مى باشد، سهم پير و دستمال هم سهم دليل خواهد بود.
مى گويند: ((هر كس به پير و سيد سر نسپارد و از او اطاعت ننمايد همچون گاو بدون گاوچران سرگردان خواهد بود))
. اسلام نيز وجود رهبر و رهنما را لازم مى داند. اما بحث در اين است كه چرا اين آقايان از آنچه اسلام گفته دست كشيده و براى خود ساز جديد ابداع كرده اند. به تصريح قرآن كسانى كه از امر و نهى برخوردارند و اطاعت و پيروى از آنان واجب مى باشد به ترتيب عبارتند از:
خدا، پيامبر، امامان و بعد از آنها فقهاء و مجتهدين جامع الشرايط داراى حق امر و نهى هستند، چنانكه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) روايت شده است: (الفقهاء امناء الرسل) يعنى فقيهان امين پيامبرانند. و از حضرت امير(عليه السلام)روايت شده: (العلماء حكام على الناس) يعنى عالمان بر مردم حكومت دارند. و از امام زمان (عج) كتباً روايت شده است (و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى علكيم و انا حجة الله عليهم) و در حوادثى كه رخ مى دهد (اعم از دينى و دنيوى) به ناقلان سخن ما رجوع كنيد زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم
پس كسى كه مى تواند جانشين خدا و پيامبر و امام گردد; فقيه عالم و آشناى به احاديث و اخبار ائمه(عليهم السلام) مى باشد نه پير و سيدى كه حتى يك حديث از ائمه نقل نمى كنند و عامى و بى سوادند و با اين حال گاه خود را خدا و گاه هم رديف خدا مى دانند!!! و عظمت و احترام قرآن را با يك تار سبيل خود مقايسه مى كنند.
ماندانا یادگاری