سلسله جلیله!!! آتش بیگی(مشعشعی)
اخیرا در یکی از وبلاگها که در دفاع از سلسله جلیله؟؟ آتش بیگی ها یا مشعشعی ها فعالیت می کند مطلبی با عنوان نقد کتاب آقای خدابنده نوشته شده که نظر شما را به نقد این مطلب جلب می نمایم:در این نقد و این مطلب احادیث متواتری از نبی اکرم نقل کرده است که (فرقه ناجیه اهل حق است)اما غافل از اینکه اصلا معنای متواتر چیست و به چه حدیثی متواتر گفته می شود.به عنوان دانشجوی علوم حدیث می گویم که اگر سر از حدیث در نمی آوری حدیث نخوان و یا اگر می خوانی و یا می نویسی برای خودت بنویس و به دیگران عرضه نکن چون علم عرضه حدیث را نداری و باید سالها زانو بزنی تا این علم و شاید قطره ای از آن را یاد بگیری.اولا این حدیث متواتر نیست چون فقط یکبار درکتب روائی،این روایت آمده است و بر فرض که قبول کنیم روایت متواتر باشد آنچه که در روایت آمده است نام اهل حق است نه اینکه منظور فر قه باشد که الان و در این زمان موسوم به اهل حق است.شما خودتان را که بکشید می توانید به قرن 6و7خودتان را وصل کنید (چرا که سلطان شما به 611 برمی گردد.کما اینکه خودتان متفقا اینگونه نوشته اید)اما سوال:ائمه معصومین که این روایت را گفته اند در قرن 1و2 بوده اند پس چطور شما ادعا دارید که منظور از اهل حق شما هستید !!!! اهل حقی که خودتان گفته اید بعد از سلطان اسحاق(قرن 6و7)بوده است و در زمان سلطان به وجود آمده است یا لااقل نام این فرقه (اهل حق)در آن زمان بوده است.وقتی می خواهی حدیثی نقل کنی باید از کتاب منبع و معتبرباشد نه از کتابی مثل کتاب آقای میر سوری که خودش متهم می باشد.همیشه در ارزیابی پایان نامه ها یکی از موارد مهم این است که دانشجو به سراغ کدام کتابها رفته،کتب معتبر و دست اول،ویا کتبی مثل کتاب آقای میرسوری.
ماندانا یادگاری