بیا و بس

یکی از الفاظی که در بین مردم اهل حق و در کتب آنها استفاده می شود لفظ بیا و بس است بیا وبس عبارت است از دو پیمانی محکم که برای جامعه اهل حق(یارسان-یارستان) بسیارمقدس است .

بیا وبس را به دو شاخه تقسیم می کنند

1-بیاوبس ساج ناری

2-بیاوبس پردیوری

شاخه اول که همان بیا وبس ساج ناری است عهد و پیمانیست که خداوند در محضر خورشید با هفتن بسته است. این مطلب دارای مشکل است چرا که اهل حق می گویند خداوند این پیمان را قبل از آفرینش زمین وآسمان و خورشید از هفتن گرفته است در صورتی که می گویند این پیمان ساج ناری است و در محضر خورشید بوده!!!

سوال :چطور می شود که خدا هنوز خورشیدی نیافریده باشد اما بیا و بس در محضر آن خورشید صورت گرفته باشد.

شاخه دوم یعنی بیا وبس پردیوری عهد و پیمانی را می گویند که بر روی پل پردیور بین سلطان اسحاق و یارانش صورت گرفته است.که سلطان در این پیمان از جامعه یارسان می خواهد که به بدعتهای آن عمل کنند و هیچ وقت آن را فراموش نکنند.

یا علی مدد

حقيران فقير درگاه سلطان صهاك:

 

وقتي شخصي به نام اهل حق را مي بينم كه سبيل گذاشته و خود را شبيه به علي(ع)مي پندارد اول به حال او تاسف مي خورم كه فريب امثال مشعشعي ها را خورده است فريب امثال نصر الدين ها را خورده است كه در همه حال به نفع خود مسائل را درست مي كنند و درست مي بافند.شايد بگوئي چرا تهمت مي زني ما كه نبافته ايم اما مدرك دارم .نور علي الهي از رهبران اهل حق و رئيس فرقه مكتبي ها يا صاحب زماني ها در كتاب خود اينطور مي گويد كه:امام علي(ع)را در خواب ديدم به من فرمود دين تو دين ابداعي است اما نيك ابداعي است.اعتراف از اين بهتر كه خود رهبران اهل حق سوتي داده اند و اعتراف به بافنده بودن مي كنند آنهم كسي مثل نور علي الهي كه تئو ريسين اهل حق مي باشد.دوما نفرين مي كنم كساني را كه اينها را به اين روز انداخته اند.آنقدر روي اينها كار كرده اند كه شخص وقتي ۲۰هزار تومان از كميته امام خميني مي گيرد يك راست مي دهد دست سيد نصر الدين مزدور/كسي كه اكثر زمينهاي گهواره از آن اوست /اكثر گله هاي بزرگ گوسفند در ملك اوست/از بچه هاي مردم با سوء استفاده از عنوان نذر و نياز به عنوان چوپان براي گله ها گوسفند استفاده مي كند/و هزران مساله ديگر كه شايد هزاران برگ و صفحه را بايد در اين زمينه نوشت تا مردم بفهمند كه نصر الدين حيدري از ائمه الكفر است

به نام خدا

به نام خدائی که همه عالم از اوست.

اولین مطلبم رو با نام خدا آغاز می کنم تا اینکه خداوند هم کمکم کنه.

البته من با نام خدا شروع کردم اما باید بگویم که اهل حق با نام سلطان اسحاق نامه ها و کتب را شروع می کنند.

اینها همه بدعتهائی هستند که رهبران یارستان در این امت به وجود آورده اند.

والسلام.

سلسله جلیله!!! آتش بیگی(مشعشعی)

 

اخیرا در یکی از وبلاگها که در دفاع از سلسله جلیله؟؟ آتش بیگی ها یا مشعشعی ها فعالیت می کند مطلبی با عنوان نقد کتاب آقای خدابنده نوشته شده که نظر شما را به نقد این مطلب جلب می نمایم:در این نقد و این مطلب احادیث متواتری از نبی اکرم نقل کرده است که (فرقه ناجیه اهل حق است)اما غافل از اینکه اصلا معنای متواتر چیست و به چه حدیثی متواتر گفته می شود.به عنوان دانشجوی علوم حدیث می گویم که اگر سر از حدیث در نمی آوری حدیث نخوان و یا اگر می خوانی و یا می نویسی برای خودت بنویس و به دیگران عرضه نکن چون علم عرضه حدیث را نداری و باید سالها زانو بزنی تا این علم و شاید قطره ای از آن را یاد بگیری.اولا این حدیث متواتر نیست چون فقط یکبار درکتب روائی،این روایت آمده است و بر فرض که قبول کنیم روایت متواتر باشد آنچه که در روایت آمده است نام اهل حق است نه اینکه منظور فر قه باشد که الان و در این زمان موسوم به اهل حق است.شما خودتان را که بکشید می توانید به قرن 6و7خودتان را وصل کنید (چرا که سلطان شما به 611 برمی گردد.کما اینکه خودتان متفقا اینگونه نوشته اید)اما سوال:ائمه معصومین که این روایت را گفته اند در قرن 1و2 بوده اند پس چطور شما ادعا دارید که منظور از اهل حق شما هستید !!!! اهل حقی که خودتان گفته اید بعد از سلطان اسحاق(قرن 6و7)بوده است و در زمان سلطان به وجود آمده است یا لااقل نام این فرقه (اهل حق)در آن زمان بوده است.وقتی می خواهی حدیثی نقل کنی باید از کتاب منبع و معتبرباشد نه از کتابی مثل کتاب آقای میر سوری که خودش متهم می باشد.همیشه در ارزیابی پایان نامه ها یکی از موارد مهم این است که دانشجو به سراغ کدام کتابها رفته،کتب معتبر و دست اول،ویا کتبی مثل کتاب آقای میرسوری.

سر سپاری

سر سپاری یا مراسم .........

سر سپردن يا سردادن يعنى: جان فدا كردن، سر را تسليم نمودن،
فرزندان اهل حق در هفته اول تولدشان مقارن نام گذارى بايد سربسپارند. همچنين هر كس از غير اهل حق بخواهد به اين فرقه بپيوندد بايد سر بدهد. والا همچون گاو بدون گاو چران سرگردان خواهد بود. «گاو بى گاوان بى گاوان گاوى، تا سر نسپارين كرده ولاوى.» گاو بدون گاوچران رها است تا سر نسپاريد سر گردان هستيد
.
براى مراسم سر دادن ولى طفل يا شخص بالغى كه مى خواهد سر بدهد بايد حضور پيدا كنند. ابتدا قربانى يا خدمتى را كه سر سپارنده انجام داده دعا مى دهند و جمع را ختم مى كنند. سپس جمع جوز (سر دادن) منعقد مى شود

سيد و دليل در جمع حاضر شده و اگر دليل نباشد، سيد يكى از اهل جمع را به عنوان دليل موقت انتخاب مى كند. سيد با شخصى كه مى خواهد سر بسپارد يا ولى او اتمام حجت مى كند و پس از قبول طرف، دعاى مخصوص جوز را قرائت نموده آنگاه دعاى تيغ سر بريدن جوز را مى خواند و سر جوز را با رضايت حضار و شخص سر سپرده در همان ظرف جوز با تيغ دعا داده شده مى برّد

جوزها را شكسته و بين جمع نشين تقسيم مى كند. جمع نشين هر مقدار از جوز را كه در دستش جا مى گيرد در كف دست چپ گذاشته پشت دست راست خود را روى كف دست چپ گذارده دعاى نذر را مى خواند و به دنبال آن تكبير و دعاى سفره را خوانده، جمع نشين به اذن سيد هر يك قسمت خود را خورده يا با قسمت نياز بر مى دارند كه دستها براى دست بوسى جمع آزاد باشد. در اين وقت دليل كه در جمع نشسته است يكى از حضار را وكالت مى دهد تا با وكالت او با دست چپ دامن خادم را گرفته و دستمال را قبلا به گردن طالب يا نماينده طالب بسته، طالب هم با همان دستمال كه در گردن دارد با دست چپ دامن دليل را مى گيرد. به ترتيبى كه دست راست هر سه براى دست بوسى جمع نشين آزاد باشد. آنگاه دست بوسى و دعاى رخصت مطابق معمول انجام مى گردد با اين شرط كه تا ختم دعاى رخصت دست هاى طالب و دليل از دامن خادم رها نشود. پس از ختم دعاى رخصت دست ها از دامن ها آزاد گشته بلافاصله دستمال نامبرده توسط وكيل دليل از گردن طالب باز كرده تقديم حضور پيرو دليل مى كند. وجه نقد پاى جوز كه لااقل به ارزش دو مثقال نقره مى باشد، سهم پير و دستمال هم سهم دليل خواهد بود.

مى گويند: ((هر كس به پير و سيد سر نسپارد و از او اطاعت ننمايد همچون گاو بدون گاوچران سرگردان خواهد بود))
. اسلام نيز وجود رهبر و رهنما را لازم مى داند. اما بحث در اين است كه چرا اين آقايان از آنچه اسلام گفته دست كشيده و براى خود ساز جديد ابداع كرده اند. به تصريح قرآن كسانى كه از امر و نهى برخوردارند و اطاعت و پيروى از آنان واجب مى باشد به ترتيب عبارتند از:

خدا، پيامبر، امامان و بعد از آنها فقهاء و مجتهدين جامع الشرايط داراى حق امر و نهى هستند، چنانكه از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) روايت شده است: (الفقهاء امناء الرسل) يعنى فقيهان امين پيامبرانند. و از حضرت امير(عليه السلام)روايت شده: (العلماء حكام على الناس) يعنى عالمان بر مردم حكومت دارند. و از امام زمان (عج) كتباً روايت شده است (و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانهم حجتى علكيم و انا حجة الله عليهم) و در حوادثى كه رخ مى دهد (اعم از دينى و دنيوى) به ناقلان سخن ما رجوع كنيد زيرا آنان حجت من بر شمايند و من حجت خدا بر آنان هستم

پس كسى كه مى تواند جانشين خدا و پيامبر و امام گردد; فقيه عالم و آشناى به احاديث و اخبار ائمه(عليهم السلام) مى باشد نه پير و سيدى كه حتى يك حديث از ائمه نقل نمى كنند و عامى و بى سوادند و با اين حال گاه خود را خدا و گاه هم رديف خدا مى دانند!!! و عظمت و احترام قرآن را با يك تار سبيل خود مقايسه مى كنند.

رهبران فعلی اهل حق

رهبران فعلی اهل حق:

1-خاندان آتش بیگی:نظام الدین مشعشعی(که در واقع پسرش سام کارهای فرقه را می چرخاند).

2-خاندان حیدری:نصر الدین حیدری

3-خاندان افضلی:مرحوم امر الله شاه ابراهیمی(صحنه) و هم اکنون فرزند ایشان

4-خاندان نورعلی الهی یا مکتبی ها: بهرام الهی

بعد از معرفی سران اهل حق سوالی مطرح می شود که چرا شما لفظ سید را در مورد اینها به کار نبرده اید ؟

جواب:چون سید تعریف خاصی دارد و این روشن است که هیچ یک ازاین رهبران نه تنها سید و اولاد پیامبر(ص) نیستند بلکه به جرات می توان گفت که رهبران این فرقه از دشمنان پیامبر(ص)هستند.

اکثرا رهبران (اهل حق) فئودال و زمین دارند به نحوی که در منطقه خود قدرت مالی مطلق می باشند وبه وسیله موقعیت مالی خود مردم را هم سر کیسه می کنند.در حالی که اکثر مردم مناطق اینها در فقر کامل به سر می برند .کسانی در منطقه اینها زندگی می کنند که برای نان شب هم محتاج هستند .تقریبا همه روستاهای مناطق اهل حق نشین تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی هستند در حالیکه چشم های باز می بیند و گوش های شنوا می شنود که رهبران در رفاه کامل به سر می برند و فقط لاف عرفان را می زنند.

عرفانی که سر از بالا کشیدن مال مردم در بیاورد باید درش را بست تا بوی گندش جای جای زمین را نگیرد.از کجا این حرفها را می گوئیی؟

چون دیده ام و از افراد موثق شنیده ام چون دیده ام که چگونه با عقاید فرقه ای مردم را در مسیر به اوج رسیدن خود به کار می گیرند.

مردم را تشویق می کنند تا بچه های خود را نذر چوپانی گله های شخصی کنند.مردم هم ساده افتخار می کنند که بچه آنها چند روزی چوپان گله فلان رهبر اهل حق بوده است.

مردم بیاییم دست از تعصبات کور فرقه ای بر داریم تسلیم باشیم اما نه تسلیم رهبری که در صدد سوء استفاده از ماست بلکه تسلیم رهبری که خودش تسلیم خدا باشدخودش عبد باشد.تسلیم عقل و استدلال باشیم .

رهبران !!!!!!! ناراحت نشوید اگربرای شما شنیدن واقعیت ها تلخ است اما برای من بسیار شیرین است که واقعیت ها گفته شود .

دم از علی (ع)می زنید اما از مردمی که خود به نان شب محتاجند به بهانه های مختلف مردم را سر کیسه می کنید.مردم را آنقدر فریفته اند که شخص وقتی پول و سهمیه کمیته امداد را دریافت می کند به حساب نصر الدین ها می ریزند.

بدون تعصب بخوانید......................................................................

فلسفه حرمت دود در برخی فرقه ها

فلسفه حرمت دود در برخی فرقه ها:

اهل حق ها چون سبیل چخماخی دارند و در طول عمر حتی یک سبیل 

را کوتاه نمی کنند لذا برای اینکه سبیل های انها آتش نگیرد و نسوزد

مقدمتا دود و آتش را حرام کردند تا سبیل سوزی نشود.

تناسخ در عقاید اهل حق

آنگاه که انسان می میرد روح او به جای انتقال به سرای دیگر،باز به این جهان برمی گردد.در این بازگشت نفس به بدنی برای خود نیاز دارد که با آن بدن به زندگی مادی خود ادامه دهد، این بدن که ما از آن به جسم تعبیرمی آوریم گاهی نبات است و گاهی حیوان است و گاهی انسان.تفکر تناسخ در فلسفه اسلامی و فلسفه یونان قبلا مطرح بوده است،غالبا کسانی که تجزیه وتحلیل درستی از معاد ندارد به این اصل پناه می برند،گوئی با این اصل می خواهند اصل عدالت در باب کیفر و پاداش را تامین کنند(بدین بیان که خداوند به انسانها به وسیله تناسخ و حلول در جسم دیگر فرصت بیشتر می دهد که به کمال برسد و اتمام حجت می کند).

مثلا کسانی که در زندگی دیرینه خود درست کار و پاک دامن بوده اند،بار دیگر به این جهان بر می گردند،و از زندگی بسیار مرفه و دور از غم و ناراحتی(به عنوان پاداش)برخوردار می شوند،برعکس ،آن گروه که در زندگی پیشین خود ستمگر بوده اند،برای کیفر به زندگی پست تر برمی گردند.و در نتیجه،اگر گروهی را مرفه و گروهی دیگری را گرسنه و برهنه می بینم،این بخاطر نتیجه اعمال پیشین آنهاست که به این صورت تجلی کرده است،و هرگز تقصیری متوجه فرد و جامعه نیست(درحالیکه خود این تفکر اصل عدالت را زیر سوال می برد و باعث اختلال در تمام امور می شود).

شعری از خلیل عالی نژاد

                          تا صورت پيوند جهان بود علي بود

تا نقش زمين بود و زمان بود علي بود

شاهي كه ولي بود و وصي بود علي بود

سلطان سخا و كرم وجود علي بود

هم ‌آدم وهم‌ شيث وهم ادريس هم ‌الياس

هم صالح پيغمبر و داود علي بود

هم موسي وهم عيسي وهم خضروهم‌ايوب

هم يوسف وهم يونس وهم هود علي بود

مسجود ملائك كه شد آدم ز علي شد

آدم چو يكي قبله و مسجود علي بود

آن نور خدائي كه بر او بود علي بود

آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج

با احمد مختار يكي بود علي بود

آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن

كردش صفت عصمت و بستود علي بود

آن قلعه گشائي كه در قلعة خيبر

بركند بيك حمله و بگشود علي بود

آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام

تا كار نشد راست نياسود علي بود

آن شير دلاور كه براي طمع نفس

بر خوان جهان پنجه نيالود علي بود

اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است

تا هست علي باشد و تا بود علي بود

جم یا مسجد

اين طايفه به جاى مسجد به جمخانه مى روند و مى گويند: «جم مسجد يارى ياران است»درکدام دوره تاریخی در جمخانه براى خدا سجده مى شود و يا نماز اقامه مى گردد؟ مى گويند: «جم حل كننده مشكل مطلب داران است». اگر منظور از مشكل و مطلب شكم سير كردن باشد ممكن است والا اگر به معناى حل و فصل مشكلات افراد و جامعه باشد، اين در مسجد ممكن است. اين سخن امام خمينى

است كه «مسجد سنگر است سنگرها را خالى نكنيد». چرا اينان سنگر مسجد را رها كرده و به جمخانه پناه برده اند؟ مسجد خانه خداست. جمخانه، خانه كيست؟به نظر من جمخانه خانه شیطان و ...است. كسى كه به خدا و قيامت ايمان دارد مسجد مى سازد نه جمخانه.

رهرو علی(ع)

رهرو علی(ع) فقط یک آقا دارد وآن امام زمان(عج)است نصر الدین ها و....در زباله دان رهرو امام علی (ع) قرار دارند.

آنهائی که خود را رهرو علی(ع) می خوانید بیائید رهرو واقعی باشیم نه اینکه فقط به این اکتفا کنیم که اول شهرمان نوشته اند شهر دوستداران امام علی(ع).نه!خود را فریب ندهیم واقع بین باشیم.

نور علی الهی یا فتح الله جیحون آبادی

 
نورعلی الهی در کتاب برهان الحق دلایل نزدن شارب مردم اهل حق چنین بیان داشته اند:

در خبر است و ازابن عبدالله (ع). قال امیرالمؤمنین (ع): الطیب فی شارب من اخلاق النبیین .

اما نور علی نگفت که در اینجا مغلطه می کند اگر من اخلاق النبیین هست پس چرا بهرام الهی دستور به زدن سبیل داده است.برفرض هم که من اخلاق النبیین باشد اما این دلیل اثبات وجوب بلند نگه داشتن شارب نیست مراد از استعمال عطر درشارب جای روئیدن موی شارب خواهد بود اعم از اینکه موی شارب بلند یا کوتاه باشد

اونائی که -نماز- نمی خوانند حتما بخوانند!!!

نظر یکی از خوانندگان وبلاگ اهل حق و آئین یاری:

 

اونایی که نماز نمی خونن مطمئنم جرات نزدیک شدن

به یه قبر رو ندارن!

نظرت چیه؟؟؟

مقبره بابایادگار

مستندات سبیل از زبان دفاتر و بزرگان اهل حق

کلامی چند در مورد سبیل (شارب)

یکی از ارکان اصلی و اساسی آئین اهل حق ( یارسان) داشتن سبیل در میان مردان میباشد

که مستند ترین گفته حضرت سلطان اسحاق برزنجه ای میباشد و تمرد و سرپیچی از

دستور سلطان به معنای خروج از دین و آئین یاری میباشد۰

سلطان مرمو

و لیوه هاما و لیوه هاما سیول مورشان ولیوه ها ما

سکه بژندی و یاری نا ما تا که پختشان نواچان خا ما

یا بی سیول و جمم ناما هرکس دل وشن وی راگه وراما

سیولش مورن دم وکلاما بی سیول ننیشو ارصد براما

جم راگه هاوار لاله ورجاما سیول و هامتای شرط بنیاما

بی سیول نه جم کردارش خاما سیول نیشانه ی نام چه ی میردانا

یاران بزانان پی دیاریتانا هر که یک تاله کرو نفلانا

آنه نه گروی شمرو جلانا بی بش مودی هاچه ای درگانا

پیر بنیامین:

زر و زرانا زر وزرانا سیول مورشان زر و زرانا

هر تالش وینه ی کومه طلا نا هر کس زر دارو از زر ستانا

مصطفی داوودان مرمو:

تیر چه کما نا تیر چه کمانا سیول مورشان تیر چه کمانا

هر تالش تیری پی دشمنانا چوین تیر مپیکو ها و چمانا

پیر موسی مرمو:

پره ی گلانا پره ی گلا نا سیول مورشان پره ی گلا نا

نوری ون چه ذات خواجا یکتانا

چوین گل مدرو صورت صفانا

داوود مرمو:

چی بر چمانا چی بر چمانا سیول مورشان چی بر چمانا

سیولشان مورن و روی لیوانا تا یار بناسو خویش و بیگانا

رمز بار مرمو:

چه پشت لیوانا چه پشت لیوانا سیول مورشان چه پشت لیوانا

شادی با بلدی و جمخانانا هی دس بکران و دو دسانا

سلطان ذاتی ون بی شک خدانا کاوه حجاجانا چه هورامانا

شاه ابراهیم مرمو:

سیول مورانا سیول مورانا بیدی وی جما سیول مورانا

بنیشدی وجم نه لیو سیروانا چپ دس بکردی و دو دسانا

شاه یادگار مرمو:

سکه وشرط یاری سکه وشرط یاری سیول مورن سکه وشرط یاری

بی سیول نه جم یاری نماری پیر موسی نکو ثبت کرداری